تبليغاتX
قالبهای بلاکفا-کدهای جاوا

قالبهای بلاکفا-کدهای جاوا

ماهی معیار تورم

ژاپنی ها برای سنجش میزان تورم در كشور خود از روش های جالبی استفاده می كنند. اصولا تورم در این كشور طی ده سال اخیر یك موضوع بسیار مهم بوده كه با توجه به آن ركود یا رونق اقتصاد تعیین می شد. ژاپن در دهه ۹۰ و سال های اول دهه كنونی دچار نزول قیمت ها بود كه به ورشكستگی بانك ها و تولیدكنندگان می انجامید. لذا كارشناسان و مقامات بانك مركزی در مورد تعیین تورم حساسیت و وسواس بسیار زیادی دارند. آنها هر پنج سال یك بار تعدادی كالای خاص را در قالب یك سبد قیمت گرد آورده و رشد آنها را به عنوان شاخص تورم اعلام می كنند. در هر بار تغییر این سبد تعدادی كالا از آن خارج می شود و تعدادی هم وارد می شود. در این زمینه سعی می شود تا همواره محصولاتی كه بیشترین مصرف را در جامعه دارند، درون سبد باقی نگه دارند. جدیدترین تغییرات به تازگی اتفاق افتاد كه بسیار هم مورد توجه واقع شد. علت آن بود كه غذای محبوب ژاپنی ها وارد آن شد. این غذا كه سوشی نام دارد و در تصویر آن را می بینید، از ماهی خام و نپخته درست می شود. سوشی غذایی است كه اصولا در شرق آسیا طرفداران بی شماری دارد و اخیرا علاقه ژاپنی ها به خوردن آن بسیار بیشتر از گذشته هم شده است. شاید به دلیل گران شدن بهای انرژی چشم بادامی ها خام خوارتر از پیش شده اند. در قالب تغییرات جدید سبد شاخص تورم جالب است كه كالاهایی مثل مدادرنگی، چرخ خیاطی و هلوی كنسرو شده را كنار گذاشته اند. به عبارت دیگر علاقه ژاپنی ها به خرید این كالاها كم شده است. ویدیو كاست و جوراب كودكان هم به همین سرنوشت دچار شده اند. در عوض تلویزیون های صفحه تخت و دستگاه ضبط و پخش DVD به سبد اضافه شده اند. مجموعا ۳۴ محصول وارد و ۴۸ محصول از سبد خارج شده اند. كارشناسان پیش بینی می كنند این تغییر ۲۰ تا ۳۰ درصد شاخص تورم را پایین بیاورد.

چاد هم بله
ظاهرا موجی راه افتاده كه كشورهای مختلف یكی یكی می كوشند تا شركت های بزرگ نفتی در غرب را از ذخایر انرژی خویش دور كنند. گران شدن بهای نفت و گاز و كلا انرژی باعث شده تا كشورهای در حال توسعه و یا توسعه نیافته بیشتر به فكر حفظ ذخایر خدادادی خویش باشند و به هر بهایی آن را در اختیار شركت های بزرگ و چندملیتی قرار ندهند. این نوع بیداری كه به شكل دومینو در حال انتقال به نقاط مختلف دنیا است در جدیدترین مورد به سراغ كشور آفریقایی چاد رفته است. ادریس دبی، رئیس جمهور چاد، اعلام كرده كه شركت آمریكایی شورون تگزاكو و شركت مالزیایی پتروناس را به دلیل نپرداختن مالیات ها و عوارض از دیروز یكشنبه از چاد اخراج می كند. رئیس جمهور این كشور آفریقایی فرمان بستن تمامی دفاتر شركت های مذكور را از دیروز صادر كرده است. شورون كه حضور برخی مقامات سیاسی آمریكا در آن شهره خاص و عام است در كنار پتروناس دو شركت از سه شركتی هستند كه با تشكیل یك كنسرسیوم به استخراج ذخایر نفت كشورهای ناحیه آفریقای مركزی می پردازند. با خروج این دو در واقع دولت چاد و شركت آمریكایی اگزون موبیل به تنهایی كار استخراج نفت را انجام خواهند داد. رئیس جمهور چاد اعلام كرده كه برای افزایش سهم كشورش از درآمدهای استخراج نفت، قرارداد چاد با كنسرسیوم فوق الذكر كه در سال ۱۹۸۸ امضا شد مورد بازبینی و تغییر قرار خواهد گرفت. آقای ادریس دبی از سه وزیر دولتش كه در جریان امضای این قرارداد نقش داشته اند بازخواست كرده است. نفت اولین بار در سال ۲۰۰۳ در حوزه نفتی «دوبا» در جنوب چاد كشف شد. در سال ۲۰۰۴ تولید نفت باعث شد تا تولید ناخالص داخلی چاد ۴۰ درصد افزایش پیدا كند. تولید روزانه این كشور هم اكنون كمتر از ۲۰۰ هزار بشكه است
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 18:48  توسط محمد رضا محمودی  | 

کاریکاتور

042cz.jpg

برای دیدن ادامه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 16:55  توسط محمد رضا محمودی  | 

استقلا‌ل همه را دق مرگ كردتا برد

استقلا‌ل همه را دق مرگ كردتا برد
شما نمي‌توانيد بفهميد كه در ذهن آدم‌ها چه مي‌گذرد اما با توجه به رفتار و حركات انسان‌ها مي‌توانيد آنچه را كه درون ذهن بسته آنها مي‌چرخد، تخمين بزنيد. امير قلعه‌نويي بي‌قرار است؛ اين را وقتي مي‌فهميم كه در دقيقه 90 مسابقه، سياوش اكبرپور و مجتبي جباري را بيرون مي‌كشد و حسين كاظمي و فرزاد مجيدي را به زمين مي‌فرستد. دليل تعويض‌هاي قلعه‌نويي چيست؟ آيا چهره او كه از دقيقه 90 تا پايان بازي و سوت پايان محسن تركي لحظه، لحظه سرخ‌تر و پريشان‌تر مي‌شود، بي‌قراري او را نشان نمي‌دهد؟ آيا از اين رفتار او نمي‌فهميم كه در ذهن او چه مي‌گذرد؟ چرا؛ ما مي‌دانيم كه او چرا اين‌قدر زير فشار زندگي مي‌كند. لابد او هم مثل ما، شما و همه استقلالي‌ها به بازي با ملوان فكر مي‌كند و آن گل كذايي در دقيقه 90+3 در ذهنش نقش مي‌بندد. پس او حق دارد كه مدارا كند تا 3 امتياز را بگيرد و قال قضيه را بكند و دوباره به نزديكي صدر جدول برسد. استقلال براي آن‌كه صدر جدول را دوباره پس بگيرد، با كمي تغيير - كه البته بخشي از آن اجباري بود - پا به زمين گذاشت. وحيد طالب‌لو به جاي مهدي رحمتي درون دروازه قرار گرفته بود و در خط دفاع سعيد لطفي را به عنوان يك سوئيپر مي‌ديديم. حضور پيروز قرباني هم از ديگر تغييرات اعمالي قلعه‌نويي نسبت به بازي قبل بود اما سرانجام كاسه صبر قلعه‌نويي لبريز شد و در اين بازي نشان داد كه او هم به نمايش‌هاي ضعيف حسين كاظمي انتقاد دارد. حضور شاهين خيري در تركيب 11 نفره گوياي اين واقعيت است. استقلال با اين تغييرات بازي را شروع كرد و تصور نمي‌كرد مشكل خاصي مقابل تيم بدون مربي راهآهن داشته باشد. اگر چه فيروز كريمي از جايگاه ويژه و با استفاده از تكنولوژي‌هاي عصر ارتباطات - خدا پدر گراهام بل را بيامرزد كه پايه‌گذار تلفن بود - بازي را از راه دور اداره مي‌كرد اما غيبت او بي‌شك در بازي راهآهن تا‡ثيرگذار مي‌شود و حداقل داور و تيم حريف تحت‌تا‡ثير حركات اكشن او قرار نمي‌گرفتند! اين همه توضيح اضافي براي اين بود كه بگوييم بازي با شرايط خاصي شروع شد. استقلالي‌ها از ابتداي بازي عمق دفاع راهآهن را هدف گرفته بودند اما بعد از ده دقيقه فهميدند كه از اينجا نمي‌شود به گل رسيد. توپ‌هايي كه براي سياوش اكبرپور و رضا عنايتي از خط هافبك فرستاده مي‌شد، توسط مدافعان مياني راهآهن پوشش داده شد يا هروقت از آنها گذشت، شهرام مهربان به مانند يك مدافع آخر آنها را دفع كرد. استقلالي‌ها وقتي از اين راه به نتيجه نرسيدند، بازي را به كناره‌ها بردند تا حريف را باز كنند. بيشتر حركات آنها متكي به نيكبخت و اصغر طالب‌نسب بود . طالب‌نسب بعد از چند رفت و برگشت نشان داد كه به نسبت بازي‌هاي قبلي پيشرفت محسوسي داشته است. البته نيكبخت هم بهتر از بازي‌هاي قبل بود و با بازوبند كاپيتاني حس مسوِوليت بيشتري داشت ولي هرگز آن بازيكن ايده‌آل ما نبود! استقلا‌لي‌ها آهسته و متين جلو آمدند كه ناگهان بر سر يك مسا‡له جزئي با داور درگير شدند. اين ماجرا از جر و بحث‌هاي رضا عنايتي در ابتداي بازي آب مي‌خورد. استقلالي‌ها به خودشان نيامده بودند كه افشين غنچه‌عراقي از اين آشفته‌بازار استفاده كرد و توپ را از پشت محوطه جريمه به سمت دروازه طالب‌لو زد كه اگر وحيد هم مثل همه حواسش پرت بود، استقلال گل اول را در دقيقه 16 دشت مي‌كرد! استقلالي‌ها بعد از اين جر و بحث و البته اين فرصتطلبي جري شدند و محكم و فيزيكي بازي ‌كردند؛ آنها جلو كشيدند و نتيجه اين روحيه خطايي بود كه سياوش اكبرپور پشت محوطه جريمه گرفت. سياوش خودش كاشته را زد كه شهرام مهربان با يك واكنش عالي توپ را از روي خط به كرنر فرستاد. تا اينجا مي‌بينيم كه اصل‌كاري‌هاي استقلال همه هستند اما از مجتبي جباري خبري نيست. بعد از اين ضربه كه در دقيقه 20 زده شد، استقلالي‌ها حملات خود را از سمت چپ و گهگاهي راست شروع كردند و سياوش اكبرپور باز هم مي‌دويد و در پي فرصت بود؛ اكبرپور باز هم روي تكنيك خوبش يك خطاي ديگر را به نفع استقلال گرفت. استقلا‌لي‌ها معقتد بودند كه خطاي مهابادي داخل محوطه جريمه است اما محسن تركي روي نظرش پافشاري كرد و نيم متر پشت محوطه جريمه توپ را كاشت. در اين صحنه مجتبي جباري خواست كه خودنمايي كند اما باز هم سياوش اكبرپور كاشته را زد، زميني و به ساق پاي مدافعان تيم راهآهن! باز هم فرصت به جباري نرسيد تا 25 دقيقه اول او چنگي به دل نزند. بازي با حملا‌ت استقلا‌ل ادامه داشت تا سرانجام نوبت به جباري رسيد. مدافعان راهآهن باز هم خطا كردند و اين‌بار مجتبي جباري پشت توپ ايستاد، تماشاگران استقلا‌ل نيم خير بودند كه توپ روي دروازه فرستاده شد و همه روي توپ هجوم بردند. خروج بد مهربان و دفع ناقص او باعث شد تا توپ مقابل پاي شاهين خيري بيفتد اما خيري دروازه را دو، سه متر بزرگتر ديد و قصد داشت توپ را به سقف دروازه بزند كه توپ به آسمان رفت! فشار استقلا‌ل در اين دقايق اوج گرفته و همه منتظريم كه آنها مزد برتري خود را بگيرند كه مجتبي جباري از ميانه زمين توپ را براي اصغر طالب‌نسب مي‌فرستد. فرار او از چپ و دوباره نيم‌خيز شدن سكونشين‌هاي آزادي. طالب‌نسب توپ را خيلي بلند سانتر مي كند تا آن سوي محوطه جريمه اميرآبادي بدون كنترل توپ را مثل طالب‌نسب به همان سمت قبلي بفرستد. توپ جلوي نيكبخت واحدي است و همه ديگر ايستاده‌اند و بوي گل مي‌آيد؛ نيكبخت سانتر مي‌كند،‌عنايتي با سرش توپ را مقابل پاي اكبرپور مي‌فرستد تا مهاجم بي‌قرار استقلا‌ل تير خلا‌ص را بزند. شادي روي سكوها موج مي‌زند و تا پايان نيمه اول آنها بدون توجه به جريان بازي شلوغ مي‌كنند و ديگر توجهي ندارند كه تيم‌شان به اداره بازي پرداخته و هيجانش افت كرده است. قلعه‌نويي بازي را نگه مي‌دارد تا محسن تركي سوت پايان نيمه اول را به صدا دربياورد. * * * در ذهن امير قلعه‌نويي چه مي‌گذرد؟ بهتر است بپرسيم در ذهن فيروز كريمي براي نيمه دوم چه مي‌گذرد. حتماً فيروز كريمي فهميده است كه تيمش چرا بازي را در نيمه اول باخت. راهآهن به لحاظ فيزيك بدني بسيار پايين‌تر از استقلا‌ل بود و در تمام نبردهاي تن به تن بازي را به حريف داد اما بين دو نيمه كه نمي‌شود مشكل بدني بازيكنان را برطرف كرد! فيروز كريمي انگار از بازيكنانش خواسته است كه كمتر درگير شوند و به پاس‌هاي عمقي و حركات سرعتي رو بياورند. بعد از 10 دقيقه خداداد موتور خود را روشن مي‌كند و تا محوطه جريمه استقلا‌ل جلو مي‌رود. پاس او به غنچه عراقي و يك كار تركيبي خوب از تيم راهآهن باعث مي‌شود تا نظم دفاعي استقلا‌ل برهم بخورد. غنچه‌عراقي توپ را روي قوس محوطه جريمه براي جمشيديان مي‌كارد تا اين بازيكن با يك شوت خوب براي دومين‌بار در جريان كل بازي طالب‌لو را به واكنش وادار كند. با مشاهده اين صحنه دل قلعه‌نويي مي‌لرزد و با تمام وجود بر سر بازيكنانش فرياد مي‌زند: <محكم بازي كن...>! بعد از اين موقعيت راهآهن كمي جلو كشيده است و حالا‌ زمان آن است كه مجتبي جباري توپ را از هافبك‌هاي راهآهن بدزدد و ضد حمله بسازد. در دقيقه 62 دقيقاً همين اتفاق رخ مي‌دهد و جباري از ميانه زمين حركت مي‌كند، يك-‌دوي او با عنايتي و حركت پا به توپ جباري به سمت محوطه جريمه راهآهن دوباره همه را نيم‌خيز مي‌كند. در حالي كه عنايتي و اكبرپور از چپ و راست او حركت كرده‌اند، جباري فرصت‌طلبي مي‌كند و با يك شوت زميني امير قلعه‌نويي را آسوده خاطر مي‌كند، اما قلعه‌نويي با اين كه دو گل جلو افتاده است، طاقت لم دادن روي نيمكت را ندارد. او همچنان كنار خط ايستاده است! او مي‌داند كه راهآهن از اين به بعد حمله مي‌كند و اگر سر بازيكنانش فرياد نزند، چه بسا همان اتفاق بازي ملوان تكرار شود. در دقيقه 62 احمد جمشيديان با يك شوت خطرناك دروازه استقلا‌ل را تهديد مي‌كند اما ضربه او ده سانتي متر بيشتر از حد لا‌زم اوج مي‌گيرد و به اوت مي‌رود. فيروز كريمي از رضا حسن‌زاده كه لب خط جولا‌ن مي‌دهد، مي‌خواهد كه خداداد را بيرون بكشد. يار تعويضي كنار خط ايستاده كه خداداد هنرش را نشان مي‌دهد و دو، سه بازيكن استقلا‌ل را دريبل مي‌كند تا نزديكي محوطه جريمه همه روي سرش بريزند و با خطا ترمز او را بكشند. آرزوي همه آنهايي كه انتظار داشتند خداداد كاشته‌هاي دوران بازي در پاس را تكرار كند نقش بر آب شد چون او بازو بند را باز كرد و از زمين بيرون رفت تا متا‡ثر شويم و بفهميم كه خداداد هم رو به اتمام است. كاشته را مهدي تارتار زد و مدافعان استقلا‌ل دست پاچه عمل مي‌كردند و اميرحسين صادقي كه مدتي است خوب پنالتي مي‌دهد و خطا مي‌كند، احمد جمشيديان را شارژ كرد و تركي نقطه پنالتي را نشان داد. اول بار خود جمشيديان پنالتي را زد كه طالب‌لو با جهش عالي توپ را مهار كرد اما به دليل حركت عجولا‌نه مدافعان استقلا‌ل به محوطه جريمه اين پنالتي تكرار شد تا مهدي تارتار در مرحله دوم پنالتي را گل كند، اگر چه وحيد طالب‌لو باز هم خوب جهت پنالتي زن را تشخيص داده بود! بعد از اين گل قلعه‌نويي كه فهميده بود ماجرا از چه قرار است و حتماً ته دلش مي‌گفت: <من از اول مي‌دانستم...> با داد و فرياد و چند تعويض سعي كرد كه بازي را اداره كند، اگر چه بازيكنان راهآهن سعي در جبران گل دوم داشتند. از اين لحظه به بعد تا پايان بازي را بايد چشم به ضد حملا‌ت و پاس‌هاي خوب مجتبي جباري بدوزيم و از بازي او لذت ببريم اما نيم نگاهي هم به حملا‌ت راهآهن داريم كه شايد به گل برسند. در دقيقه 85 مجتبي جباري درست مثل صحنه‌اي كه گل زد مي‌توانست گل ديگري را به ثمر برساند اما اين بار توپ را به آسمان كوبيد. پنج دقيقه بعد و در حالي كه استقلا‌لي‌هاي حاضر در آزادي يك صدا سوت مي‌كشيدند، مجتبي جباري از داخل محوطه شش قدم توپ را به نيت رضا عنايتي پاس داد اما عنايتي نتوانست ضربه را بزند و توپ روي نقطه پنالتي به طالب‌نسب رسيد و اين بازيكن اگر كمي دقت مي‌كرد، شايد قلعه‌نويي گل سوم را مي‌ديد و راحت روي نيمكت لم مي‌داد اما ضربه او با فاصله زياد از بالا‌ي دروازه به اوت رفت. چهار دقيقه وقت تلف شده هم گذشت تا سرانجام محسن تركي به ساعتش نگاه كرد، نفس عميقي كشيد و سوت را بين دندان‌هايش فشرد و وقتي به سوت خود <فوت> كرد، استقلا‌لي‌ها به آرزويشان رسيدند. آنها يك بازي سخت را بردند باشد مبارك‌شان!
روزنامه: جهان فوتبال

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 16:42  توسط محمد رضا محمودی  | 

" مرتضی عندلیب - قصه کربلا " ( آلبوم مذهبی بسیار زیبا )

" مرتضی عندلیب - قصه کربلا " ( آلبوم مذهبی بسیار زیبا )

                                                                 گمشده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:40  توسط محمد رضا محمودی  | 

" کویتی پور - غریبانه ۱ "

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:37  توسط محمد رضا محمودی  | 

فضايل امام حسین ع

  فضايل
     امام حسين
            (عليه السلام)
 

آيه مباهله ، فضيلتى ديگر
در قول خداوندگار - از آيه مباهله - دليلى قوى بر فضل اصحاب كساء عليه السلام است كه هيچ دليلى به قوت آن نيست .
و اجماع امت اسلام است كه اصحاب كساء در روز مباهله ، فقط فاطمه و پدر او و شوهر او و دور فرزند او حسن و حسين بوده اند و احدى با آنان نبوده است .
و كسى ادعا نكرده است كه غير از پيغمبر و وصى او امام اميرالمؤ منين على و حضرت فاطمه كفو امام على و دو فرزندش حسن و حسين ، ديگرى در روز مباهله داخل در اصحاب كساء بوده است و با آنان شركت داشته است ؛و اگر كسى ادعاء كند، بدون هيچ شك و پيكار، بر خدا و رسولش ‍ دروغ بسته است و افتراء زده است ، حمد خداى را كه ما را از متمسكين به ولايت اصحاب كساء قرار داده است .
مفسران قرآن در تفسير آيه مباهله ، از عايشه روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز مباهله براى مباهله از خانه خارج شده است ، و عباى مشكين نشانه دار از موى سياه بر دوش گرفته بود، پس حسن آمد و او را داخل در عبا فرمود: و پس از آن حسين آمد و او را داخل در عباء فرمود، و پس از آن فاطمه و سپس على ، آنگاه گفت : انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهر كم تطهيرا .
پس بدان كه مراد اماميه - خداوند برهانشان را نورانى بفرمايد - از اصحاب كساء و آل عباء اين پنج تن معصوم منصوص از آيه مباهله قرآن است .
در آيه مباهله ابناء و نساء بر انفس مقدم آورد شده اند تا تنبيهى بر لطف مكانت و قرب منزلتشان بوده باشد؛و نيز ايذان و اشعارى بدين معنى داشته باشد كه ابناء مقدم بر انفس و مفدى انفس اند.

 سفارش پيامبر به معرفت حسين (ع)
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله فرمود:
هان اى مردم ! آن چنانكه شايسته است حسين عليه السلام را بشناسيد و همانگونه كه خدايش او را بر همگان امتياز و برترى بخشيده است برترش ‍ داريد.

 حرام بودن آتش بر امام حسن و حسين
جعفر بن محمد بن زيد گويد:
در بغداد بودم كه محمد بن منده بن مهريزد مرا گفت : آيا خواهى كه به خدمت حضرت محمد بن على الرضا عليه السلام برسى ؟ گفتم : آرى !
پس بر او داخل شديم و سلام كرده ، نشستيم ، حضرت گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
فاطمه عليها السلام ، عفيف و پاك بود؛پس خداوند آتش را بر ذريه او حرام گردانيد، و اين ، خاص حسن و حسين عليه السلام ، است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:31  توسط محمد رضا محمودی  | 

حضرت علي اکبر (عليه السلام)

حضرت علي اکبر (عليه السلام)

1ـ تولّد
از روزي كه به دنيا آمد، نامش را علي (ع) گذاشتند، كه بعدش به علي‌اكبر (ع) معروف شد.
جمالش مثل جمال پيغمبر (ص) بود.
از همين رو هر موقعي كه (در مدينه) بني‌هاشم و اهل بيت (ع) دلشان براي پيغمبر (ص) تنگ مي‌شد به قامت علي‌اكبر (ع) نگاه مي‌كردند. (و مي‌گفتند علي جان! جلوي ما راه برو) از همه بيش‌تر، زينب (س) به او علاقه داشت؛ چرا كه پريشان برادرزاده‌اش بود و ... .

2ـ در حرم پيامبر (ص)
(ايام كودكيش بود كه) وارد حرم پيغمبر (ص) شد. ديد بابايش كنار ستون حرم و قبر مطهر نشسته است. سلام كرد. در آغوش پدر قرار گرفت.
بابا جان!
من دلم انگور مي‌خواهد.
(حال، فصل انگور هم نيست) امّا ابي عبدالله (ع) به قدرت الهي ـ از ستون مسجد، انگور بيرون آورد و دانه‌دانه در دهان فرزندش گذاشت و ...
(شايد در آن لحظه ابي‌عبدالله (ع) اين جمله را فرمود كه مي‌بينم آن‌چه را كه جدّم فرمود و ... از قضاياي كربلا برايم گزارش داد ... و اين‌كه يك روزي اكبرم از من طلب آب مي‌كند و ... داستان عاشورا)

ذكر مصيبت علي‌اكبر (ع)
روز عاشورا شد، آمد از محضر ابي‌عبدالله (ع) براي رفتن به ميدان نبرد اجازه بگيرد.
بابا جان!
اجازه‌ي اعزام به ميدان مي‌خواهم.
فرمود: برو عزيزم.
همين‌كه علي‌اكبر (ع) به سمت ميدان حركت كرد، ابي عبدالله (ع) از خود بي‌خود شده و دنبال فرزندش به راه افتاد، محاسن مباركش را در دست گرفت و شروع به خواندن آيه‌ي انبيا نمو دكه:
اِنَّ اللهَ اصْطَفي آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ اِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْران ...
خدايا!
تو شاهدي كه شبيه‌ترين فرد به پيغمبر تو (اَشْبَهُ النّاس خَلْقاً و خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِكَ) را به سوي اين قوم مي‌فرستم.
علي‌اكبر (ع) وارد ميدان نبرد شده و رجزي خواند.
اَنا عَلِيُّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ
نَحْنُ وَ بَيْتِ اللهِ اَوْلي بِالنَّبيِّ
تَاللهِ لا يَحْكُمُ فينَا ابْنُ الدَّعيِ
بر دشمن حمله كرد و عده‌ي زيادي (حدود 120 نفر) را به درك واصل كرد.
پس از مدّتي مبارزه با دشمن، تشنگي بر او غلبه كرد.
(امام صحنه‌ي رزم علي‌اكبر (ع) را مي‌بيند. از همين‌رو منتظر است تا فرزندش برگردد و شايد به همين دليل است كه جام شهادت را به علي‌اكبر (ع) نمي‌دهند)
به سمت بابا برگشت و عرض كرد:
«اَلْعَطَشُ (قَدْ) قَتَلَني وَ ثِقْلُ الْحَديدِ اَجْهَدَني.»
عطش بر من غلبه كرد و ... اين لباس كه بر تن دارم بر من سنگيني مي‌كند. همين كه گفت، بابا من تشنه هستم. اما فرمود: هات لسانك. زبانت را بيرون بياور.
ابي‌عبدالله (ع) با يك عمل، دو كار انجام داد:
اوّل، آن‌كه لب‌هاي علي‌اكبرش را بوسيد. ديگر، آن‌كه خواست به او نشان بدهد كه كام و زبانش از زبان او تشنه‌تر است.
(پس از اين ماجرا) بار ديگر برگشت به سوي ميدان.
مرّه بن منقذ مي‌گويد: گناه همه‌ي عرب بر گردن من اگر داغ و بلاي او را به دل بابايش نگذارم لذا اين نامرد در جايي مخفي شده، هم‌چنان‌كه علي‌اكبر (ع) مثل حيدر كرّار مي‌جنگيد از پشت نيزه‌اي را بر (پهلوي) او وارد كرد.
لذا از روي اسب نزديك بود كه بيفتد، دست‌هايش را به اطراف گردن اسب انداخت.
(بايد نشان فاطمي داشته باشد. هم‌چون جدّه‌اش فاطمه زهرا (ع) پهلويش شكافته شد شيخ عباس قمي در كتاب بيت‌الاحزان مي‌نويسد كه با خنجر از لاي در، بر فاطمه (ع) ضربت زدند بعد وارد خانه شدند. خدا لعنت كند آن كسي را كه با خنجر بر پهلوي زهرا (ع) ضربت زد)
مرّه بن منقذ مي‌گويد:
دور زدم آمدم جلوي او (= علي‌اكبر) با عمود آهنين بر سرش ضربت زدم. خون از سر فوران مي‌زد و ...
دست‌ها را دور و اطراف گردن اسب قرار داد، يعني كه مرا از مهلكه بيرون ببر. (با خون‌هايي كه از سرِ علي‌اكبر (ع) فوران مي‌كرد) خون جلوي چشم‌هاي اسب را گرفت، به عوض آن‌كه راكب خويش را به سوي خيمه‌گاه بياورد، به سوي وسط لشكر دشمن برد و ... (آن‌چه كه نبايد مي‌شد شد و ...)

 

 

حضرت‌ علي‌ اکبر‌‌‌ عليه السلام

اي‌ نور ديده‌ام‌ به‌ پدر ديده‌ باز كن
‌ كمتر براي‌ اين‌ پدر پير ناز كن‌

برخيز و با نگاه‌ نشسته‌ ميان‌ خون‌
 پيش‌ سپاه‌ كفر مرا سرفراز كن‌

دستم‌ دراز نيست‌ به‌ سيراب‌ كردنت
‌ تا خون‌ بگيرم‌ از دهنت‌ كام‌ باز كن‌

با اينكه‌ شد نصيب‌ تو پيروزي‌ بزرگ‌
داغت‌ عظيم‌ شد ز سكوت‌ احتراز كن‌

با نغمة‌ پيمبري‌ و سوز حيدري‌
از حربگاه‌ مأذنه‌ بانگ‌ نماز كن‌

سرو روان‌، مرو كه‌ سرانجام‌ كار شد
 صبري‌ به‌ گام‌ آخرم‌ اي‌ سرو ناز كن‌

تا ميهمان‌ به‌ ديدن‌ مقتل‌ نيامده
‌ برخيز و عمه‌ را قدمي‌ پيشواز كن‌

شد داغ‌ هلهله‌ ز غم‌ تو كشنده‌ تر
يك‌ حملة‌ مجددي‌ اي‌ يكه‌ تاز كن‌

صبري‌ كه‌ با تو معبر معراج‌ طي‌ شود
با لفظ‌ عشق‌ معني‌ اين‌ رمز و راز كن‌

 

 

حضرت‌ علي‌ اکبر عليه السلام (2)

‌بيا و بال‌ و پر بستة‌ مرا واكن
‌ بيا و پرزدنم‌ را كمي‌ تماشا كن‌

بيا و راهي‌ جبهه‌ نما مرا بابا
 بيا و جيرة‌ جنگي‌ من‌ مهيا كن‌

بيا بسيجي‌ خود را به‌ جبهه‌ كن‌ اعزام‌
بيا و اذن‌ جهاد مرا تو امضا كن‌

نوشت‌ نام‌ قشنگي‌ به‌ روي‌ سربندم‌
نظر ز مهر و محبت‌ به‌ نام‌ زهرا كن‌

كنار پيكر من‌، آمدي‌ اگر بابا
به‌ حال‌ خويش‌ نما رحمي‌ و مدارا كن‌

ميان‌ لشگر دشمن‌، اگر رهم‌ گم‌ شد
 ميان‌ حلقة‌ خنجر مرا تو پيدا كن‌

ز بين‌ آن‌ همه‌ زخمي‌ كه‌ بر تنم‌ آيد
براي‌ بوسة‌ خود اي‌ پدر رهي‌ وا كن‌

براي‌ بردن‌ جسمم‌ به‌ سوي‌ دارالحرب‌
عباي‌ هاشمي‌ خويش‌ را مهيا كن‌

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:29  توسط محمد رضا محمودی  | 

عکس

برای دیدن ادامه تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 12:9  توسط محمد رضا محمودی  | 

پیرامون شمایل‌نگاری‌های مذهبی در چند سال اخیر

پیرامون شمایل‌نگاری‌های مذهبی در چند سال اخیر
  
 
 
 
 
شمایل نگاری‌های جدید که به شکل گسترده‌ای طی چند سال اخیر در ایام عزاداری ماه محرم مورد استفاده قرار می‌گیرد
 
 بازتاب‌ نسبتا گسترده‌ای داشته است.عمده نظرات در مخالفت و اعتراض به این شیوه شمایل‌نگاری‌ها بوده است. از
 
 جمله سال گذشته دبیر فرهنگستان هنر در گفت‌و گو با خبرگزاری مهر تاثیر چنین تصاویری را منفی و خطرناک
 
 دانسته و گفته بود:

فرهنگستان هنر با نگرانی شمایل نگاری ائمه اطهار (ع) را بررسی می کند . روند موجود گسترش شمایل‌نگاری‌های
 
 سطحی و تصاویر نقاشی شده خطرناک است . چنین تصاویری اگر به مدت کوتاه هم برای برخی از افراد عامی جامعه
 
 تاثیر مثبت داشته باشد، در درازمدت قطعا تاثیر منفی خواهد داشت

چیزی که مهم است این که آئین ما در حال شمایلی‌تر شدن است و چهره پردازی‌ها بیشتر و متنوع تر شده و متاسفانه
 
 چنین حرکتی به سوی عوامانه شدن سوق پیدا کرده است. وی همچنین اضافه کرده بود: ما نسبت به غیر واقعی بودن
 
 چنین تصاویر منتسب به ائمه اطهار (ع) اعتراض داریم
 
آیدین آغداشلو نقاش و کارشناس هنر در همین زمینه می‌گوید

براي چنين جريان خودجوشي مشكل بتوان سدی قرار داد "و معتقد است:" نبايد مانع شكل‌گيري اين جريان شد

متن کامل گفته‌های اخیر آغداشلو را به نقل از خبرگزاری کار می‌خوانید:

"چهره هاي شمايل‌ها نه درست هستند و نه غلط"

آیدین آغداشلو: هنرمندانِ مردمي هميشه در طول تاريخ و در هر جاي دنيا، باورداشت‌هاي جمعي را اغلب با سادگي
 
شتاب و با توجه به مفهوم به وجود آورده‌اند

شمايل‌هاي مذهبي سنت و سابقه ديرينه‌اي در فرهنگ هنرهاي تجسمي ايران دارند، اين شمايل‌ها مخصوصا بعد از
 
 رسميت يافتن تشيع از قرن دهم هجري به بعد، زمينه بسيار گسترده‌تري پيدا كردند

وي در خصوص تاريخچه اين هنر افزود: اوج شمايل‌كِشي در ابعاد و اندازه هاي بزرگ از 200 سال پيش آغاز شد و
 
 بزرگترين هنرمندان ايراني در اين زمينه، اعتقاد و ارادت خود را نشان داده‌اند

وي در خصوص كيفيت اين آثار گفت: داوري درباره كيفيت اين شمايل ها كار آساني نيست؛ چرا كه اكثريت قريب به
 
 اتفاق آنها به وسيله هنرمندان مردمي نقاشي مي‌شوند و جرياني خود جوش زمينه ساز آن‌هاست. براي چنين جريان
 
 خود جوشي مشكل بتوان سدي از حيث سليقه يا كيفيت والا قرار داد
  
 
 
 
آغداشلو در ادامه خاطر نشان كرد: طبيعتا نبايد مانع شكل‌گيري اين جريان شد، اما به عنوان زمينه‌اي مناسب براي
 
 سليقه سازي والا و الگويي مي توان از هنرمندان بزرگ معاصر ايران خواست تا آنها نيز در كنار اين نمونه ها ، آثار
 
 مناسب و درخوري را به وجود آورند تا سليقه اي قابل اتكا براي هنرمندان مردمي به وجود آيد.

وي همچنين تصريح كرد: اين نكته را بايد بديهي دانست كه هنر مردمي و خود جوش، بخشي جذاب و قابل توجه از
 
 بروز علاقه ،‌‏ ايمان و اعتقاد مردمي است كه با هر ترتيب و مناسبتي مهر عميق خود را از هر راهي بيان مي كنند.

آغداشلو افزود: چهره هاي شمايل‌ها نه درست هستند و نه غلط، بلكه تبلور آرمان گرايي مومناني هستند كه كمال و جمال
 
 را در اين منابع شگفت انگيز تاريخي و اسطوره‌اي خود جستجو مي كنند. در طول تاريخ ِشمايل گرايي در همه اديان
 
 هيچ شمايل سازي ادعاي واقعيت گرايي تاريخي نمي تواند داشته باشد.شمايل هاي مسيحي نيز از همين نوع هستند، اما
 
 طبيعتا مهارت فني و استادي در اجرا تخيل متعالي هنرمندان در جلوه دادن به يك ايمان جمعي نقش تعيين كننده اي دارد
 
آغداشلو در پايان سخنانش با اشاره به فعاليت هنرمندان مردمي در طول تاريخ اظهار داشت: هنرمندان مردمي هميشه
 
 در طول تاريخ و در هر جاي دنيا باورداشت‌هاي جمعي را اغلب با سادگي،‌‏شتاب و با توجه به مفهوم به وجود آورده
 
 اند.اشاره اي كه به كار هنرمندان معاصر ايران داشتم، از اين جهت مي تواند راهگشاي سليقه و اجراي بالاتري باشد.
 
اما قطعا نمي توان از بروز اين فوران مهرورزی با معيار هنری جلوگيری كرد
 
 
 
  
 
 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 11:54  توسط محمد رضا محمودی  | 

حمله اسراييل به تاسيسات اتمي ايران

حمله اسراييل به تاسيسات اتمي ايران

کوين پراينو و جان بري
۱۷ بهمن ۱۳۸۴
 
فاکتور اکس: طراحان نظامي اسراييل اعلام کرده اند، مي دانند چگونه بايد برنامه هاي هسته اي ايران را متوقف کنند. ممکن است اين طرح هولناک به نظر برسد، اما اسراييلي ها بلوف نمي زنند. کارشناسان دفاعي اسراييل شک ندارند که اگر ضرورت ايجاب کند، نيروي هوايي اسراييل مي تواند برنامه هسته اي ايران را فلج کند. به اعتقاد آنها، بايد به دنبال نقاط ضعف سيستم هسته اي ايران بود. يکي از منابع معتبر نيروي نظامي اسراييل مي گويد: "شما بايد گلوگاه ها را شناسايي کنيد. اين گلوگاه ها زياد نيستند. اگر آنها را منهدم کنيد، آنوقت واقعاً پروژه هسته اي ايران را ضعيف کرده ايد." شلومو بروم رئيس اسبق برنامه ريزي استراتژيک نيروهاي مسلح اسراييل مي گويد: "احتمالاً انهدام دو يا سه نيروگاه اصلي ايران کفايت خواهد کرد." وي نيروگاه غني سازي نطنز و نيروگاه فرآوري اصفهان را از جمله مهم ترين نيروگاه هاي اصلي ايران برشمرده است.
اما انهدام اين نيروگاه ها چندان آسان نيست. تهران از بمباران موفق اسيراک راکتور هسته اي عراق توسط اسراييل در سال 1981، درس هايي آموخته و نهايت تلاش خود را به کار بسته است تا اهداف احتمالي مانند نطنز را از نظرها پنهان کند. به گفته منبع نيروي نظامي اسراييل: "نيروگاه هاي هسته اي ايران پراکنده هستند، در زيرزمين ساخته شده و مقاوم سازي شده اند." در همين حال تحليلگران امريکايي معتقدند، قبل از وارد کردن خسارات جدي به نيروگاه هاي هسته اي ايران، بايد آنها را چندين بار بمباران کرد. اين در حالي است که اسراييلي ها تأکيد مي کنند، از قدرت نظامي لازم براي اجراي اين طرح برخوردارند. آنها بيش از 100 بمب بانکرباستر ساخت امريکا که قابليت نفوذ در داخل زمين را دارد، در اختيار دارند. منبع نيروي نظامي اسراييل مي گويد: "اسراييلي ها توان انجام اين کار را دارند."
اما مسائل لجستيکي مانع بزرگتري است. هر يک از اهداف به تنهايي نيازمند يک مجموعه کوچک متشکل از هواپيماست. هواپيماهاي F-15 و F-16 اسراييل نيازمند همراهي هواپيماي "ضدعمليات" هستند تا بتوانند فعاليت رادارهاي هوايي ايران را مختل کنند. به علاوه، هر يک از اين هواپيماها نيازمند همراهي يک هواپيماي جنگنده هستند. هواپيماهاي رهياب MIG-29 ايران که به تازگي پيشرفته شده اند، مي توانند هر چيزي را در هوا هدف گيري کنند. بروم مي گويد: "بخش آسان قضيه رسيدن به خاک ايران و بمباران تأسيسات هسته اي است. اما بخش مشکل آن، اين است که اين هواپيماها چگونه برگردند. ما عمليات انتحاري انجام نمي دهيم."
هواپيماهاي جنگنده اسراييل به منظور بمباران راکتور اسيراک در سال 1981 از حريم هوايي عربستان سعودي و در ارتفاع پايين پرواز کردند. بروم در مقاله اي که اواخر سال گذشته توسط دانشکده جنگ ارتش امريکا منتشر شد، اظهار داشت، مي توان اقيانوس هند را به عنوان مسير حمله به تأسيسات ايران انتخاب کرد، البته نبايد از نظر دور داشت که اين مسافت تقريباً دو برابر شعاع عملياتي هواپيماهاي جنگنده اسراييل است که تحت شرايط مساعد مي توانند پرواز کنند. بنابراين تنها راهي که باقي مي ماند توقف پنهاني هواپيماهاي جنگنده اسراييل در ميانه راه خواهد بود. هر کسي مي تواند حدس بزند که اين نقطه کجا خواهد بود.
اسراييلي ها اعتراف مي کنند که فقط مي توانند برنامه هسته اي ايران را مختل کنند، اما نمي توانند آن را منهدم کنند. يکي از مقامات ارشد دولت بوش مي گويد: "سئوال اصلي اين است که اگر در بهترين حالت بتوانيد پروژه هسته اي ايران را چند سال به تأخير بياندازيد، چه چيز عايدتان خواهد شد؟" پيامدهاي حمله به تأسيسات ايران مي تواند براي ثبات منطقه بسيار زيانبار باشد. شايد قبل از اينکه رقابت تسليحاتي منطقه داغ تر شود، فقط تهديدات بتوانند راهي براي تحت فشار گذاشتن غرب باشد تا در برابر ايران موضع محکمي اتخاذ کند.
منبع: نيوزويک، 5 فوريه

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 11:51  توسط محمد رضا محمودی  |